نویسنده: محمد طهماسبیان _ روانشناس
ویرایش و بازنگری علمی: متن مقاله مستقیما توسط دکتر رضا آقاجانی (کلیک کنید) تایید شده است
آخرین بازبینی: 1405/06/05
رسیدگی به زیبایی صورت و بدن این روزها یکی از اقدامات پزشکی و درمانی متداول است، اما مسئله این است که آیا این اقدام برای همه افراد ضرورت دارد یا خیر؟ آیا تمام اقدامات در این حوزه صرفاً با هدف زیبایی انجام میشوند یا جنبه درمانی نیز دارند و قابل توصیهاند؟ یکی از موضوعاتی که همواره بخشی از جامعه را درگیر کرده و علاوه بر ایجاد مشکلات ظاهری، باعث ایجاد مشکلات روانی برای افراد میشود، وجود اسکار (جای زخم کهنه) در صورت است. اسکارها بافتهای فیبروزی هستند که در جریان فرایند ترمیم زخم، جایگزین بافت طبیعی میشوند.
حال این سؤال مطرح است که آیا تمام افرادی که درگیر انواع اسکار یا همان جای زخم کهنه در چهره و بدن هستند، لازم است برای بهبود آنها اقدام کنند یا بهتر است با وضعیت موجود کنار بیایند؟ آیا این صرفاً یک اقدام زیبایی محسوب میشود یا مراقبت از خود و روان فرد را نیز در بر میگیرد؟
صادقانه بگوییم، اقدام نکردن برای درمان اسکارها میتواند آثار روانشناختی متعددی بر سلامت روان فرد داشته باشد. برای مثال، وجود اسکارهای متعدد آکنه و جای جوش، اسکار سالک، جای زخم و حتی اسکار ناشی از آبلهمرغان در صورت میتواند از نظر روانی فرد را درگیر کرده و باعث رنج بسیار و اختلال در عملکرد او، بهویژه در حوزههای اجتماعی و روابط بینفردی، شود.
عوارض جسمی و روانی اسکار
اسکارها علاوه بر عوارض پوستی و جسمی، تأثیر بسیار زیادی بر روان انسان دارند و در صورت عدم درمان، میتوانند باعث بروز مشکلات زیادی در حوزه سلامت روان فردی شوند. اعتمادبهنفس و عزتنفس فرد آسیب میبیند؛ همچنین فرد دچار خودآگاهی بیش از حد نسبت به خود شده و نگران نگاه و قضاوت دیگران خواهد بود و این موضوع باعث ایجاد هیجانات منفی در فرد میشود.
اسکارها علاوه بر زخم فیزیکی، گویی نوعی زخم روانی نیز ایجاد میکنند. تمرکز فرد در مواقعی که به آن نیاز دارد، ممکن است در دسترس او نباشد و فرد دچار احساس شرم، خودکمبینی و کمبود اعتمادبهنفس شود و سطح عملکرد مؤثر او در تمامی حوزههای زندگی دچار نقصان گردد.
اگر نوع اسکار آبلهمرغان، آکنه یا جای جوش باشد، با توجه به اینکه این احتمال وجود دارد که فرد سالهای بسیاری با این موضوع دستوپنجه نرم کرده باشد، حساسیت فرد بیشتر و احتمال تأثیرات روانی نیز افزایش خواهد یافت. این افراد عموماً دچار اضطراب اجتماعی میشوند و از حضور در جامعه و روابط با دیگران احساس خوبی را تجربه نمیکنند. همین موضوع میتواند بر زندگی فردی، تحصیلی و شغلی تأثیرات منفی بگذارد.
هنگامی که اسکارها به دلیل عدم درمان، عزتنفس فرد را پایین میآورند، فرد احساس خوبی نسبت به خود نخواهد داشت و توانایی حضور مؤثر و مفید در جامعه را از دست میدهد. عملکرد او به واسطه اعتمادبهنفس پایین آسیب میبیند و در مواردی، این وضعیت میتواند باعث افسردگی و گوشهگیری کامل از جامعه شود.
اسکار و اضطراب
یکی از تأثیرات وجود اسکارهای عمیق در صورت، پیدایش اضطراب و همچنین اختلال اضطراب اجتماعی در فرد است.
یکی از ملاکهای تشخیصی اضطراب، وجود نگرانی دائمی از برداشت منفی دیگران، مورد تمسخر واقع شدن، طرد شدن و مورد توهین قرار گرفتن است. همین نگرانی دائمی میتواند باعث کنارهگیری اجتماعی شود و امکان بروز اختلال اضطراب فراگیر را افزایش دهد.
احساس دائمی اضطراب در حوزههای مختلف اجتماعی به عملکرد و زندگی شخصی فرد آسیب زده و باعث تخریب روابط بینفردی و از دست رفتن فرصتهای اجتماعی میشود. انواع اسکار به واسطه تأثیر بر خودپنداره فرد و خودآگاهی افراطی، باعث کاهش کیفیت زندگی فردی میشوند و فرد به واسطه این خودآگاهی ممکن است دچار رفتارهای وسواسی ـ اجباری شود؛ رفتارهایی که ناشی از اضطراب و همراه با الگوهای ناخواسته تفکر و رفتار هستند و شامل افکار مزاحم و تکرارشونده و رفتارهای تکراری میشوند. این رفتارهای اضطرابی خود باعث ایجاد اضطراب بیشتر شده و فرد را در یک چرخه معیوب گرفتار میکنند.
برای مثال، یک نوجوان که درگیر اسکارهای متعدد آبلهمرغان، اسکار آکنه یا جای جوش است، در میان همسالان خود تجربه احساسی خوبی ندارد و در صورت تمسخر توسط همسالان ممکن است دچار آسیبهای روانی، گوشهگیری، پرخاشگری و آسیب به روابط بینفردی شود.
فرورفتگیهای ناشی از جوش میتواند تصویری آزاردهنده و کلافهکننده برای فرد به همراه داشته باشد و همین امر میتواند منجر به تأثیر منفی در رابطه با دوستان و جنس مخالف شود. به همین دلیل، درمان اسکار صورت صرفاً یک اقدام زیبایی محسوب نمیشود، بلکه اقدامی کاملاً منطقی و هوشمندانه در محافظت از تمامیت فرد و بهبود کیفیت زندگی فردی و اجتماعی خواهد بود و از این منظر، باید درمان ترمیمی اسکارهای صورت را اقدامی کاملاً درمانی، چه از بُعد ظاهری و چه از بُعد روانی، در نظر گرفت.
اسکار: احساس بی ارزشی و شرم
انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و بخش مهمی از هویت، روابط و کیفیت زندگی او در تعامل با دیگران شکل میگیرد. ازاینرو، ظاهر چهره و بدن، هرچند نباید تنها معیار ارزشمندی افراد باشد، اما در نحوه حضور فرد در جامعه، برقراری روابط و احساس او نسبت به خود نقش قابل توجهی ایفا میکند.
فردی که با اسکارهای قابلتوجه صورت مواجه است، طبیعی است که نسبت به نحوه دیده شدن خود توسط دیگران نگرانی داشته باشد. این نگرانی میتواند بهتدریج احساس بیارزشی را در او فعال کند؛ احساسی که بخش قابل توجهی از انرژی روانی فرد را به خود اختصاص داده و مانع تمرکز او بر فعالیتهای سازنده زندگی میشود. در نتیجه، استرس، اضطراب و کاهش کارایی در حوزههای مختلف زندگی پدید میآید.
گاهی این احساس بیارزشی به بروز رفتارهای دفاعی نیز منجر میشود. برای مثال، برخی افراد ممکن است برای کاهش احساس ناخوشایند خود، به تمسخر یا عیبجویی از دیگران روی آورند تا بهطور موقت احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنند.
همه انسانها نیازمند دیده شدن، پذیرفته شدن و دوست داشته شدن هستند. اگرچه ممکن است برخی افراد این نیاز را انکار کرده یا احساس بینیازی خود را ابراز کنند، اما سرکوب این هیجانها در بلندمدت میتواند زمینهساز مشکلات روانشناختی متعددی شود.فردی که سالها با اسکارهای ناشی از آکنه، جای جوش یا آبلهمرغان زندگی کرده است، بهخوبی میداند که این تغییرات ظاهری موقتی نیستند. در بسیاری از موارد، حتی پرسش یا اظهار نظر دیگران درباره ظاهر او میتواند موجب برانگیختگی هیجانی، ناراحتی و آشفتگی روانی شود. از همین رو، تأثیر روانی اسکارها بر زندگی روزمره این افراد کاملاً قابل مشاهده است.
یکی از مهمترین پیامدهای روانی اسکار، احساس شرم است. مقابله با این احساس، تنها به درمان پزشکی محدود نمیشود، بلکه در بسیاری از موارد نیازمند حمایت روانشناختی و همراهی یک روانشناس در تمام مراحل درمان است تا فرد بتواند مسیر درمان را با آرامش بیشتری طی کند.
آثار روانی اسکار در پژوهشها
پژوهشهای متعددی در کشورهای مختلف، از جمله چین و ایالات متحده آمریکا، به بررسی ارتباط میان اسکارهای پوستی، بدشکلیهای صورت و سلامت روان پرداختهاند. نتایج این مطالعات نشان میدهد که وجود اسکار میتواند با افزایش شیوع افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانشناختی همراه باشد. همچنین گزارش شده است که میزان شیوع افسردگی در زنان بیش از مردان است و افسردگی و اضطراب از شایعترین پیامدهای روانی مرتبط با اسکارها محسوب میشوند.
مطالعات علمی نشان دادهاند که ایجاد اسکار میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس، اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانپزشکی شود.
در یک مطالعه کتابسنجی (مطالعه کتابسنجی) که توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه شانتو چین انجام شد، ۶۶۴ مقاله منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳ بررسی شد. نتایج این پژوهش نیز بر ارتباط میان اسکار و پیامدهای روانشناختی آن تأکید داشت.
همچنین Van Loey و همکارانش در ایالات متحده آمریکا، در مطالعات خود درباره ارتباط انواع اسکارها با کیفیت زندگی، افسردگی و اضطراب، یافتههای ارزشمندی ارائه کردهاند.
در پژوهشی جهانی که حدود یازده هزار نفر در آن شرکت داشتند، مشخص شد که ۴۸.۵٪ از افراد دستکم یک اسکار بر روی بدن خود داشتهاند که شایعترین محل آن صورت و ناحیه شکم بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که اسکارها علاوه بر علائم جسمانی مانند سوزش، خارش و خشکی پوست، پیامدهای عاطفی و روانی قابل توجهی نیز به همراه دارند.
این پیامدها شامل افزایش خودآگاهی نسبت به ظاهر، تأثیر منفی بر خودپنداره و ایجاد شکاف میان «خود واقعی» و «خود ایدهآل» است؛ عواملی که زمینه بروز مشکلات روانشناختی متعددی را فراهم میکنند.
علاوه بر این، یافتههای پژوهشهای حوزه علوم اعصاب (نوروساینس) نشان میدهد که رضایت فرد از ظاهر خود میتواند با فعال شدن سیستم پاداش مغز، ترشح برخی انتقالدهندههای عصبی و در نتیجه کاهش استرس همراه باشد.
حمایت درمانی و همراه درمان
همانگونه که پیشتر اشاره شد، اسکارهای صورت تنها یک عارضه پوستی نیستند، بلکه میتوانند با تأثیر منفی بر خودپنداره، عزتنفس و عملکرد اجتماعی فرد، کیفیت زندگی او را بهطور چشمگیری کاهش دهند. در بسیاری از موارد، درماننشدن یا درمان ناموفق اسکار، فرد را در چرخهای معیوب از اضطراب، ناامیدی، کنارهگیری اجتماعی و افسردگی گرفتار میکند.
از این رو، درمان اسکار را نباید صرفاً یک اقدام زیبایی تلقی کرد، بلکه باید آن را یک مداخله درمانی ـ پزشکی در راستای ارتقای سلامت روان، بهبود کیفیت زندگی و بازگرداندن عملکرد مطلوب فرد در عرصههای مختلف زندگی دانست.
با این حال، باید توجه داشت که درمان اسکار معمولاً فرایندی زمانبر، پرهزینه و نیازمند صبر و همکاری بیمار است. بسیاری از افرادی که سالها با اسکار زندگی کردهاند، پیش از آغاز درمان نیز احساس ناامیدی، درماندگی و بیاعتمادی را تجربه کردهاند. بنابراین، اگر در طول مسیر درمان به وضعیت روانی آنان توجه کافی نشود، احتمال دارد پیش از تکمیل جلسات درمانی، روند درمان را نیمهکاره رها کنند.
به همین دلیل، حمایت روانی از بیمار، همدلی با احساسات او، کاهش اضطراب و ایجاد امید واقعبینانه نسبت به روند درمان، نقش بسیار مهمی در افزایش تابآوری روانی، تداوم همکاری بیمار با تیم درمان و در نهایت دستیابی به نتایج مطلوب درمانی دارد.
کلام آخر
یکی از مهمترین مؤلفههای سلامت روان، مراقبت از خود و شفقت به خویشتن است. انسان سالم تنها به سلامت جسم خود توجه نمیکند، بلکه سلامت روان را نیز بخش جداییناپذیر وجود خود میداند و برای هر دو به یک اندازه ارزش قائل است.
رسیدگی به ظاهر، زمانی که با هدف حفظ سلامت، افزایش کیفیت زندگی و کاهش رنج روانی انجام شود، رفتاری سطحی یا نمایشی نیست؛ بلکه جلوهای از احترام به خود و مسئولیتپذیری در قبال سلامت جسم و روان است. همانگونه که مراقبت از بدن ضروری است، مراقبت از سلامت روان نیز ضرورتی انکارناپذیر محسوب میشود.
از این منظر، درمان اسکار را میتوان نمونهای از مراقبت آگاهانه از خود دانست؛ اقدامی که در بسیاری از موارد، آثار آن فراتر از بهبود ظاهری بوده و به افزایش آرامش روانی، اعتمادبهنفس و کیفیت زندگی فرد منجر میشود.
نکتهای که نباید از آن غافل شد، انتخاب پزشک متخصص، باتجربه و آشنا با درمان اسکار است. درمانهای ناکافی یا غیرمؤثر، علاوه بر تحمیل هزینههای مالی، ممکن است موجب تحمل درد و ناراحتی جسمی، فرسودگی روانی و در نهایت ناامیدی بیمار شوند.
از سوی دیگر، موفقیت درمان اسکارهای عمیق، تنها به مهارت پزشک وابسته نیست؛ بلکه حمایت روانی مستمر، بهویژه در طول دوره درمان، نیز نقشی اساسی ایفا میکند. بسیاری از این بیماران از نظر روانی آسیبپذیر هستند و در صورت دریافت نکردن حمایت کافی، ممکن است در مواجهه با فرازونشیبهای طبیعی درمان، احساس ناامیدی یا بیاعتمادی پیدا کنند.
باید توجه داشت که ایجاد التهاب، قرمزی و تغییرات موقتی پوست در طول جلسات درمان، بخشی طبیعی از فرآیند ترمیم است و برطرف شدن کامل آنها ممکن است چند هفته زمان ببرد. در این دوره، اگر بیمار از حمایت روانی و اطلاعرسانی صحیح برخوردار نباشد، ممکن است تحت تأثیر قضاوتها، اظهار نظرهای غیرتخصصی یا دخالت اطرافیان، به اشتباه تصور کند که درمان بینتیجه بوده و آن را نیمهکاره رها کند.
از همین رو، حضور یک روانشناس آشنا با مسائل روانشناختی بیماران مبتلا به اسکار، بهعنوان «همراه درمان»، میتواند نقش بسیار ارزشمندی در موفقیت درمان ایفا کند. این همراهی به بیمار کمک میکند تا ضمن مدیریت اضطراب و هیجانهای منفی، مسیر درمان را با آرامش، امید و انگیزه بیشتری ادامه دهد.
در پایان، همواره باید به یاد داشته باشیم که تصمیم فرد برای درمان اسکار، اقدامی ارزشمند در مسیر مراقبت از خود و شفقت به خویشتن است. چنین تصمیمی شایسته احترام، حمایت و درک اطرافیان و تیم درمان است. هنگامی که بیمار در کنار یک پزشک متخصص و یک همراه درمان آگاه، از حمایت روانی کافی برخوردار باشد، نهتنها احتمال موفقیت درمان افزایش مییابد، بلکه احساس ارزشمندی، امید و رضایت از زندگی نیز در او تقویت خواهد شد.
منابع علمی
Wu J, Zou J, Yang Q, et al. The effects of scar in psychological disorder: A bibliometric analysis from 2003 to 2022. — https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37675814/
Brown BC, McKenna SP, Siddhi K, McGrouther DA, Bayat A. The hidden cost of skin scars: quality of life after skin scarring. — https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/18617450/
Van Loey NEE, Van Son MJM. Psychopathology and psychological problems in patients with burn scars: epidemiology and management. — https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12680803/